دسترسی نامحدود
برای کاربرانی که ثبت نام کرده اند
برای ارتباط با ما می توانید از طریق شماره موبایل زیر از طریق تماس و پیامک با ما در ارتباط باشید
در صورت عدم پاسخ گویی از طریق پیامک با پشتیبان در ارتباط باشید
برای کاربرانی که ثبت نام کرده اند
درصورت عدم همخوانی توضیحات با کتاب
از ساعت 7 صبح تا 10 شب
ویرایش:
نویسندگان: Alex A Gaynes
سری:
ISBN (شابک) : 9798886220247, 9798886220254
ناشر: PageTurner Press and Media
سال نشر: 2022
تعداد صفحات:
زبان: English
فرمت فایل : EPUB (درصورت درخواست کاربر به PDF، EPUB یا AZW3 تبدیل می شود)
حجم فایل: 722 Kb
در صورت تبدیل فایل کتاب Turning Baseball Upside Down: Memoirs, Truths & Myths From Coaching Baseball 55 Years به فرمت های PDF، EPUB، AZW3، MOBI و یا DJVU می توانید به پشتیبان اطلاع دهید تا فایل مورد نظر را تبدیل نمایند.
توجه داشته باشید کتاب وارونه کردن بیسبال: خاطرات، حقایق و اسطوره های مربیگری بیسبال در 55 سال نسخه زبان اصلی می باشد و کتاب ترجمه شده به فارسی نمی باشد. وبسایت اینترنشنال لایبرری ارائه دهنده کتاب های زبان اصلی می باشد و هیچ گونه کتاب ترجمه شده یا نوشته شده به فارسی را ارائه نمی دهد.
این داستانی است در مورد زندگی و بیسبال، یا شاید در مورد بیسبال و زندگی توسط یک مربی اعتراف شده بیسبال که هر تلاشی برای بازنشستگی شکست خورده است. بنابراین تصمیم گرفتم در مورد آن بنویسم. بالاخره مثل اینکه همسرم به من می گوید، فقط قصه بگو. پس این کاری است که من انجام داده ام. مشکل این است که هر بار که صحبت می کنیم، به ما یادآوری می شود که داستان دیگری برای گفتن وجود دارد. در ناهار امروز با پسران جاش و کارل (که هر دو برای من بازی کردند، البته نه همیشه با میل) به یاد فصل لژیون افتادیم که جاش یک فصل کامل از دو سر را گرفتار کرد، بدون اینکه ما بدانیم استخوانی ترک خورده در مچ پاش. هنگام غذا خوردن، پیامی از پسرم دریافت کردم، Rusty (که مانند جاش، او نیز با من مربیگری می کرد) مربی یک تیم MSBL در فینیکس است. او فصل وحشتناکی را پشت سر می گذارد و به فکر بازنشستگی است. من امروز پیشنویس این دستنوشته را برای او فرستادم و این متن را هنگام خوردن ناهار دریافت کردم: \"من آماده بودم بعد از این فصل مربیگری را کنار بگذارم. بعد از خواندن فصل 1، من هرگز ترک نمیکنم!\" با تشکر، Rusty. امیدوارم این را دوست داشته باشید.
This is a story about life and baseball, or maybe about baseball and life by a confessed baseball coaching lifer whose every attempt to retire has failed. So I decided to write about it. After all, it's like my wife tells me, just tell stories. So that's what I have done. The problem is, that every time we talk, we are reminded that there is another story to tell. At lunch today with sons Josh and Carl (whom both played for me, though not always willingly) we were reminded of the Legion season that Josh caught a full season of doubleheaders unbeknownst to us with a cracked bone in his ankle. While eating I received a text from my son, Rusty (who like Josh, also coached with me) coaches an MSBL team in Phoenix. He is having a terrible season and has entertained thoughts of retiring. I sent him a draft of this manuscript today, and received this text while eating lunch: "I've been ready to quit coaching after this season. After reading chapter 1, I am not ever quitting!" Thanks, Rusty. I hope you like this.