دسترسی نامحدود
برای کاربرانی که ثبت نام کرده اند
برای ارتباط با ما می توانید از طریق شماره موبایل زیر از طریق تماس و پیامک با ما در ارتباط باشید
در صورت عدم پاسخ گویی از طریق پیامک با پشتیبان در ارتباط باشید
برای کاربرانی که ثبت نام کرده اند
درصورت عدم همخوانی توضیحات با کتاب
از ساعت 7 صبح تا 10 شب
ویرایش:
نویسندگان: Taylor. Philip Meadows
سری:
ISBN (شابک) : 9781465547576
ناشر:
سال نشر: 2009
تعداد صفحات: 0
زبان: English
فرمت فایل : AZW3 (درصورت درخواست کاربر به PDF، EPUB یا AZW3 تبدیل می شود)
حجم فایل: 915 کیلوبایت
در صورت تبدیل فایل کتاب Tara: ''A Mahratta Tale'' به فرمت های PDF، EPUB، AZW3، MOBI و یا DJVU می توانید به پشتیبان اطلاع دهید تا فایل مورد نظر را تبدیل نمایند.
توجه داشته باشید کتاب تارا: "داستان ماهراتا" نسخه زبان اصلی می باشد و کتاب ترجمه شده به فارسی نمی باشد. وبسایت اینترنشنال لایبرری ارائه دهنده کتاب های زبان اصلی می باشد و هیچ گونه کتاب ترجمه شده یا نوشته شده به فارسی را ارائه نمی دهد.
وعده فرزند در دختری که اکنون در اوایل دوران زن جوانه می زند، بیش از حد محقق شد. و ظاهر او چنان چشمگیر بود که در حالی که بسیاری از دوستان قدیمیاش در بازار اکنون به ندرت جرأت میکردند با او همراهی کنند، و حتی با احترام سرشان را به کناری برگرداندند، او نمیتوانست از خیابان شلوغی که از خانهاش به معبد منتهی میشد عبور کند. یا، در واقع، در طول روز به جایی بروید، بدون اینکه تحسین انبوه غریبههایی را که از تمام نقاط هندوستان از آن زیارتگاه مشهوری که پدرش رئیس و مدیر آن پدرش بود، دیدن کنند. بسیاری از زائران و نمازگزاران با تعجب به چهره آرام و لطیفی که در اولین سحرگاه او را در چرخش عبادی خود در اطراف معبد ملاقات کرد، خیره شدند، یا با چشمان خود به دنبال چهره برازنده ای رفتند که با حمل قربانی های روزانه، از پله های پله ها پایین می آمد. که به حرم نزدیک شد; و دورتر در روستای زادگاهش، زیر برفهای هیمالیا، شنهای سوزان رامشور، یا دشتهای سبز بنگال، از چشماندازی زیبا خبر میداد و هرگز آن را فراموش نمیکرد. تارا از قبل از سحر کاذب بیدار بوده است. او با آب برای حمام کردن و عبادت خصوصی خدایان خانواده به پدرش کمک کرده است. او خود را حمام کرده است و اکنون لباس ساری ساده یا ردای همه زنان هندو به تن دارد. این از ابریشم آبی تیره است، راه راه با آبی کم رنگ تر، و دارای حاشیه گسترده ای از یک الگوی روشن اما غنی است که با رنگ های لباس هماهنگ است که فقط از یک تکه بلند تشکیل شده است و چندین بار به دور آن پیچیده شده تا یک دامن ایجاد شود. سپس از روی بدن و روی سرش در سمت چپ عبور کرد، از آنجا انتهای آن، که از بافت طلای غنی است که با گلهای زرشکی و برگهای سبز در هم تنیده شده است، به شدت بر شانه راست و پشت او آویزان است. در زیر لباس یک بدنه نزدیک از ابریشم نارنجی راه راه وجود دارد. اما هیچ بخشی از آن به جز کمی از آستین بالای آرنج قابل مشاهده نیست. تارا لبه لباسش را نزدیک گونهاش گرفته، انگار میخواهد آن را حتی از مادرش هم پنهان کند. و طرح برازنده بازوی او را می توان دنبال کرد، از نوک انگشتان مخروطی گذشته مچ تا حدی پوشیده شده با النگوهای بنفش و یک حلقه طلایی عظیم، در امتداد بازوی نرم گرد تا آرنج فرورفته، از آنجا که در میان چین ها گم می شود. ساری که روی آن می افتد
The promise of the child was more than fulfilled in the girl now budding into early womanhood; and her appearance was so remarkable that, while many of her old friends in the bazaar now rarely ventured to accost her, and even turned aside their heads reverently as she passed, she could not traverse the crowded street which led from her house to the temple, or, indeed, move anywhere during the day without attracting admiration from the crowds of strangers who, from all parts of India, visited that renowned shrine of which her father was the chief priest and manager. Many a pilgrim and worshipper gazed wonderingly upon the calm, gentle face which met him at the earliest dawn in its devotional perambulation round the temple, or followed with his eye the graceful figure which, carrying the daily sacrificial offerings, descended the flights of steps by which the shrine was approached; and, far away in his native village, under the snows of Himalaya, the burning sands of RamŽshwur, or the green plains of Bengal, told of the beautiful vision, and never forgot it. Tara has been up since before the false dawn. She has assisted her father with water to bathe, and in his private worship of the household gods. She has bathed herself, and is now dressed in the simple saree, or robe of all Hindu females. It is of dark blue silk, striped with a fainter blue, and has a broad border of a light but rich pattern harmonizing with the colours of the garment which, consisting of one long piece only, is wound round her several times to form a skirt, then passed about her body and over her head on the left side, whence the end, which is of rich gold tissue interwoven with crimson flowers and green leaves, hangs heavily over her right shoulder and back. Below the garment is a closely-fitting bodice of striped orange silk only; but no portion of it is visible except a little of the sleeve above the elbow. Tara is holding the border of her dress close to her cheek, as if to conceal it even from her mother; and the graceful outline of her arm may be followed, from the tips of the taper fingers past the wrist partly covered with purple bangles and a massive gold ring, along the soft round arm to the dimpled elbow, whence it is lost among the folds of the saree which falls over it.