دسترسی نامحدود
برای کاربرانی که ثبت نام کرده اند
برای ارتباط با ما می توانید از طریق شماره موبایل زیر از طریق تماس و پیامک با ما در ارتباط باشید
در صورت عدم پاسخ گویی از طریق پیامک با پشتیبان در ارتباط باشید
برای کاربرانی که ثبت نام کرده اند
درصورت عدم همخوانی توضیحات با کتاب
از ساعت 7 صبح تا 10 شب
ویرایش:
نویسندگان: Georges Lakhovsky
سری:
ناشر: S.A.C.L.
سال نشر: 1937
تعداد صفحات: 0
زبان: French
فرمت فایل : EPUB (درصورت درخواست کاربر به PDF، EPUB یا AZW3 تبدیل می شود)
حجم فایل: 1 مگابایت
در صورت تبدیل فایل کتاب Radiations et ondes, sources de notre vie به فرمت های PDF، EPUB، AZW3، MOBI و یا DJVU می توانید به پشتیبان اطلاع دهید تا فایل مورد نظر را تبدیل نمایند.
توجه داشته باشید کتاب تشعشعات و امواج، منابع زندگی ما هستند نسخه زبان اصلی می باشد و کتاب ترجمه شده به فارسی نمی باشد. وبسایت اینترنشنال لایبرری ارائه دهنده کتاب های زبان اصلی می باشد و هیچ گونه کتاب ترجمه شده یا نوشته شده به فارسی را ارائه نمی دهد.
در سال 1928، لاخوفسکی ماشین جدیدی را اختراع کرد: نوسانگر موج چندگانه. او فرض می کند که «دامنه نوسانات سلولی باید به مقدار معینی برسد تا ارگانیسم به اندازه کافی قوی باشد تا ارتعاشات مخرب میکروب های خاص را دفع کند. از نظر او، هدف «کشتن میکروبهای در تماس با سلول سالم نیست، بلکه تقویت نوسانات هر سلول مستقیماً از طریق تقویت رادیواکتیویته خون یا با ایجاد یک عمل مستقیم به سمت سلولها از طریق تقویت درخشندگی آنها است. » از نظر لاخوفسکی، هر سلول زندهای که یک بافت یا اندام را میسازد، یک فرستنده مینیاتوری است که فرکانس خاص خود را دارد: «در طبیعت، همه چیز ارتعاش است، بهویژه حیات سلولی که در صورت عدم تعادل نوسانی تهدید میشود. هر سلول زنده یک مدار نوسانی کوچک است که نقش فرستنده - گیرنده امواج را ایفا می کند. ارتعاشات تمام مدارهای نوسانی بدن به امواج الکترومغناطیسی وابسته است. این بیماری در نتیجه ضعف در تشعشع و نوسان سلولی، ناهنجاری در دامنه ارتعاش آن، به دلیل عامل خارجی سلول است. به گفته لاخوفسکی، مداخله درمانی پس از آن شامل معکوس کردن فرآیند ایجاد افت در تابش انرژی با تقویت یا تقویت ارتعاش اساسی سلول و بازگرداندن تمام هارمونیک های آن، با استفاده از ارتعاشاتی است که به آن امکان می دهد دامنه را پیدا کند. از نوسان طبیعی آن با در نظر گرفتن این موضوع، MWO به سلول های ضعیف شده توسط این بیماری اجازه می دهد تا در میدان انرژی خود ارتعاش کنند و در معرض حمام فرکانس ها قرار گیرند. آنها سپس با گرفتن ارتعاشاتی که فاقد آن هستند شروع به ارتعاش در طنین می کنند. سلول های بیمار به طور خودکار، در یک فرآیند تشدید توضیح داده شده توسط فیزیک (قانون تشدید سمپاتیک)، فرکانس "خوب" خود را انتخاب می کنند، فرکانس مورد نیاز برای بازیابی ارتعاش طبیعی خود. به لطف این عملیات، آنها شروع به ارتعاش در دامنه بهینه خود می کنند. این فرآیند مشابه رزونانس ناشی از یک چنگال کوک ارتعاشی است که بر روی بدنه گیتار قرار می گیرد: سیمی را که فرکانس مشابهی دارد به ارتعاش در می آورد و ارتعاش آن را تقویت می کند و نت آن را آواز می کند. بنابراین، در فرضیه لاخوفسکی، میتوانیم فرآیندی را که یک ارگانیسم را بیمار میکند، با چیزی که یک پیانو را از لحن خارج میکند، مقایسه کنیم. سلولها (رشتهها) که آن را تشکیل میدهند، ارتعاش طبیعی خود را از دست دادهاند که باعث میشود به نواختن یا سلامت بپردازند.
En 1928, Lakhovsky invente une nouvelle machine : l’Oscillateur à Ondes Multiples. Il émet l’hypothèse que « l’amplitude des oscillations cellulaires doivent atteindre une certaine valeur afin que l’organisme soit assez fort pour repousser les vibrations destructrices de certains microbes. » Pour lui, le but « n’est pas de tuer les microbes en contact avec la cellule en santé mais de renforcer les oscillations de chaque cellule directement par renforcement de la radioactivité du sang ou en produisant vers les cellules une action directe par renforcement de leur propre rayonnement. » Pour Lakhovsky, toute cellule vivante quelle qu’elle soit, composant un tissu ou un organe, est un émetteur récepteur miniature, ayant sa propre fréquence : « Dans la nature, tout est vibration, en particulier la vie cellulaire, menacée en cas de déséquilibre oscillatoire. Chaque cellule vivante est un minuscule circuit oscillant qui joue le rôle d’un émetteur-récepteur d’ondes. Les vibrations de tous les circuits oscillants du corps sont dépendantes des ondes électromagnétiques ». La maladie est le résultat d’une faiblesse de rayonnement et d’oscillation cellulaire, une anomalie dans l’amplitude de sa vibration, dues à un facteur externe à la cellule. L’intervention thérapeutique consiste alors, toujours selon Lakhovsky, à inverser le processus provoquant la baisse de rayonnement énergétique en amplifiant ou renforçant la vibration fondamentale de la cellule et en lui redonnant toutes ses harmoniques, au moyen de vibrations lui permettant de retrouver l’amplitude de son oscillation naturelle. Dans cette optique, le MWO permettrait aux cellules affaiblies par la maladie, de vibrer dans son champ énergétique et d’être soumises à un bain de fréquences. Elles se mettraient à vibrer alors en résonance en captant les vibrations qui leur manquent. Les cellules malades sélectionnant automatiquement, dans un processus de résonance expliqué par la physique (loi de résonance sympathique), leur « bonne » fréquence, celle dont elles ont besoin pour retrouver leur vibration naturelle. Grâce à cette opération, elle se remettraient à vibrer à leur amplitude optimale. Ce processus est identique à la résonance provoquée par un diapason en vibration, posé sur la caisse d’une guitare : Il va faire vibrer la corde qui a la même fréquence que lui, en amplifiant sa vibration et en faisant chanter sa note. Dans l’hypothèse de Lakhovsky, on peut donc comparer le processus qui rend un organisme malade, à celui qui rendrait un piano désaccordé. Les cellules (cordes) qui le composent, ont perdu leur vibration naturelle qui les faisait jouer juste ou en santé.