ورود به حساب

نام کاربری گذرواژه

گذرواژه را فراموش کردید؟ کلیک کنید

حساب کاربری ندارید؟ ساخت حساب

ساخت حساب کاربری

نام نام کاربری ایمیل شماره موبایل گذرواژه

برای ارتباط با ما می توانید از طریق شماره موبایل زیر از طریق تماس و پیامک با ما در ارتباط باشید


09117307688
09117179751

در صورت عدم پاسخ گویی از طریق پیامک با پشتیبان در ارتباط باشید

دسترسی نامحدود

برای کاربرانی که ثبت نام کرده اند

ضمانت بازگشت وجه

درصورت عدم همخوانی توضیحات با کتاب

پشتیبانی

از ساعت 7 صبح تا 10 شب

دانلود کتاب Parece que fuera es primavera

دانلود کتاب انگار بیرون بهار است

Parece que fuera es primavera

مشخصات کتاب

Parece que fuera es primavera

ویرایش:  
نویسندگان:   
سری: Parece que fuera es primavera 
ISBN (شابک) : 9788433938091 
ناشر: Anagrama 
سال نشر: 2017 
تعداد صفحات: 0 
زبان: Spanish 
فرمت فایل : FB2 (درصورت درخواست کاربر به PDF، EPUB یا AZW3 تبدیل می شود) 
حجم فایل: 207 کیلوبایت 

قیمت کتاب (تومان) : 64,000



کلمات کلیدی مربوط به کتاب انگار بیرون بهار است: عتیقه



ثبت امتیاز به این کتاب

میانگین امتیاز به این کتاب :
       تعداد امتیاز دهندگان : 16


در صورت تبدیل فایل کتاب Parece que fuera es primavera به فرمت های PDF، EPUB، AZW3، MOBI و یا DJVU می توانید به پشتیبان اطلاع دهید تا فایل مورد نظر را تبدیل نمایند.

توجه داشته باشید کتاب انگار بیرون بهار است نسخه زبان اصلی می باشد و کتاب ترجمه شده به فارسی نمی باشد. وبسایت اینترنشنال لایبرری ارائه دهنده کتاب های زبان اصلی می باشد و هیچ گونه کتاب ترجمه شده یا نوشته شده به فارسی را ارائه نمی دهد.


توضیحاتی در مورد کتاب انگار بیرون بهار است

رمان یک پرونده واقعی که ایتالیا را شوکه کرد. داستان دلخراش مادری که باید در شرایط سختی بر از دست دادن دخترانش غلبه کند. این رمان یک داستان واقعی را روایت می کند. این در سال 2011 اتفاق افتاد. ایرینا لوسیدی آن را زندگی کرد. این رمان به دردی می پردازد که بسیاری از زبان ها برای آن کلمه ای ندارند: «کلمه گمشده. پدر و مادری که فرزند خود را از دست می دهد. نه اینکه او را می کشد: اینکه او آن را از دست می دهد. اسمش چیه، اسمش چیه، اونی که پسرش فوت کرده کیه؟ چه جایگاهی در تاریخ دارد؟ کلمه گم شده، کلمه گم شده است. فقدان، غیبت چه کسی آن را حذف کرد؟ چه زمانی؟ از فرهنگ لغت ایتالیایی، فرانسوی، آلمانی، اسپانیایی، انگلیسی. و علاوه بر این، چرا؟ ایرینا زنی با پدری ایتالیایی و مادری آلمانی است که در بلژیک بزرگ شده و در مدارس ایتالیا تحصیل کرده است، یک وکیل، با سابقه کار در ایالات متحده، فرانسه و بعداً در سوئیس، جایی که با ماتیاس، آلمانی سوئیسی که در سوئیس کار می کرد ازدواج کرد. همان چند ملیتی که او آنها صاحب دو دختر به نام های السیا و لیویا شدند و از هم جدا شدند. در ژانویه 2011، پدر دخترانی را که در آن زمان شش ساله بودند، برد تا با آنها تعطیلات را بگذراند. او در ایتالیا در ریل قطار خودکشی کرد و یادداشتی برای همسر سابقش گذاشت و به او گفت که دختران کوچک رنجی ندیده اند و دیگر هرگز آنها را نخواهد دید. رمان داستان آن اشک، آن درد را روایت می کند. داستان مادری که به دنبال دخترانش می گردد و به بوروکراسی، بی تفاوتی، غفلت و فراموشی دست می زند. داستان مادری که باید یاد بگیرد با آن نبودن زندگی کند. داستان مادری که باید یاد بگیرد بر فقدان غلبه کند، زخم را ببندد، به جلو نگاه کند، کشف کند که «بیرون بهار است». کنسیتا دی گرگوریو بر اساس واقعیتی از وقایع وقایع و صدا دادن به مادر داغدار، کتابی در مورد پوچ، در مورد وحشیانه، در مورد نامشخص نوشته است. رمانی که به قلمرو نامشخص رنج می پردازد و مسیر دشواری را پوشش می دهد که برای غلبه بر آن، برای پیشروی لازم است. نویسنده با فرار از احساسات آسان و هیجان گرایی ارزان، رمانی موجز، شجاع، شدید، غافلگیرکننده و خیره کننده خلق می کند.


توضیحاتی درمورد کتاب به خارجی

La novela de un caso real que conmocionó a Italia. La desgarradora historia de una madre que debe superar la pérdida de sus hijas en unas circunstancias atroces. Esta novela relata una historia real. Sucedió en 2011. La vivió Irina Lucidi. Esta novela aborda un dolor para el que muchos idiomas no tienen una palabra: «La palabra que falta. El progenitor que pierde a un hijo. No que lo mata: que lo pierde. ¿Cómo se llama, cómo se dice, quién es aquel a quien se le ha muerto un hijo? ¿Qué lugar ocupa en la historia? Falta la palabra, falta la palabra. Carencia, ausencia. ¿Quién la ha borrado?, ¿cuándo?, del diccionario italiano, francés, alemán, español, inglés. Y, además, ¿por qué?» Irina es una mujer de padre italiano y madre alemana, criada en Bélgica y educada en escuelas italianas, abogada, con experiencia laboral en Estados Unidos, Francia y después en Suiza, donde se casó con Mathias, un suizo alemán que trabajaba en la misma multinacional que ella. Tuvieron dos hijas gemelas, Alessia y Livia, y se separaron. En enero de 2011 el padre se llevó a las niñas, que entonces tenían seis años, supuestamente para pasar unas vacaciones con ellas. Se suicidó en las vías del tren en Italia y dejó una nota a su ex mujer en la que le decía que las pequeñas no habían sufrido y que no las volvería a ver. La novela relata la historia de ese desgarro, de ese dolor. La historia de una madre que busca a sus hijas y topa con la burocracia, con la indiferencia, con la desidia, con el olvido. La historia de una madre que debe aprender a vivir con esa ausencia. La historia de una madre que debe aprender a superar la pérdida, a cerrar la herida, a mirar hacia delante, a descubrir que «fuera es primavera». Partiendo de un hecho de la crónica de sucesos y dando voz a la madre doliente, Concita De Gregorio ha escrito un libro sobre el absurdo, sobre lo atroz, sobre lo innombrable. Una novela que se adentra en el territorio incierto del sufrimiento y recorre el arduo itinerario necesario para superarlo, para salir adelante. Huyendo del sentimentalismo fácil y del sensacionalismo barato, la autora crea una novela concisa, valiente, intensa, sobrecogedora, deslumbrante.





نظرات کاربران