دسترسی نامحدود
برای کاربرانی که ثبت نام کرده اند
برای ارتباط با ما می توانید از طریق شماره موبایل زیر از طریق تماس و پیامک با ما در ارتباط باشید
در صورت عدم پاسخ گویی از طریق پیامک با پشتیبان در ارتباط باشید
برای کاربرانی که ثبت نام کرده اند
درصورت عدم همخوانی توضیحات با کتاب
از ساعت 7 صبح تا 10 شب
ویرایش: 1
نویسندگان: Steven J. Marcus
سری:
ISBN (شابک) : 9780972383004, 097238300X
ناشر: Dana Press
سال نشر: 2004
تعداد صفحات: 361
زبان: English
فرمت فایل : DJVU (درصورت درخواست کاربر به PDF، EPUB یا AZW3 تبدیل می شود)
حجم فایل: 2 مگابایت
در صورت تبدیل فایل کتاب Neuroethics: Mapping the Field به فرمت های PDF، EPUB، AZW3، MOBI و یا DJVU می توانید به پشتیبان اطلاع دهید تا فایل مورد نظر را تبدیل نمایند.
توجه داشته باشید کتاب اخلاق عصبی: نقشه برداری از میدان نسخه زبان اصلی می باشد و کتاب ترجمه شده به فارسی نمی باشد. وبسایت اینترنشنال لایبرری ارائه دهنده کتاب های زبان اصلی می باشد و هیچ گونه کتاب ترجمه شده یا نوشته شده به فارسی را ارائه نمی دهد.
آیا تحقیقات فعلی در علوم اعصاب مفهوم اراده آزاد را نفی می کند؟ اگر چنین شود، آیا میتوانیم مجرمان را مسئول اعمالشان بدانیم؟ آیا درست است که به فرزندانمان داروهایی بدهیم که توانایی های شناختی آنها را افزایش می دهد تا در مدرسه عملکرد بهتری داشته باشند؟ آیا کسانی که نقص بینایی یا شنوایی ندارند باید از وسایلی که برای کمک به نابینایان یا ناشنوایان طراحی شده است استفاده کنند تا توانایی های بینایی و شنوایی خود را افزایش دهند؟ آیا باید مغز را با استفاده از داروهای دارویی یا دستگاه های مصنوعی تغییر داد تا توانایی های آن افزایش یابد؟ این سؤالات و بسیاری سؤالات دیگر در این کتاب توسط برخی از محققان مشهور در علوم اعصاب، فلسفه اعصاب و علوم اعصاب شناختی مطرح شده است. خوانندگانی که به این موضوعات علاقه مند هستند، می توانند چیزهای زیادی از کتاب به دست آورند، اگرچه بحث ها در برخی مواقع تا حدودی شتابزده و ارائه غیر رسمی است. این کتاب شامل مجموعه مقالات کنفرانسی است که شامل سخنرانیهایی با پرسش و پاسخ است که توسط بنیاد دانا حمایت میشد و توسط ویلیام سفایر، ستوننویس سابق Op-Ed نیویورک تایمز اداره میشد. اخلاق عصبی، حداقل همانطور که در این کتاب مشاهده می شود، به قوانین و اخلاقیات اصلاح یا تقویت مغز می پردازد. در تلاش است تا پاسخ دهد که آیا دانشمندان یا جامعه به عنوان یک کل، باید این تغییرات و پیشرفت ها را اجازه دهند. معمولاً به طور ضمنی فرض میکند که معیارهای اخلاقی معنادار و عینی برای ارزیابی این سؤالات وجود دارد. قابلیتهای فنآوری در حال حاضر برای تقویت مغز در مقایسه با آنچه در دهههای آینده در دسترس خواهد بود، ناچیز است. بنابراین مناسب به نظر می رسد که در مورد مسائل پیچیده حقوقی و اخلاقی که در آن دخیل هستند شروع کنیم. همه سخنرانانی که در این کتاب معرفی شده اند، بینش جالبی در مورد این موضوعات ارائه می دهند و با خواندن سخنان برخی از آنها به وضوح می توان حس پیشگویی را دید. اما مفهوم متفاوتی از اخلاق اعصاب وجود دارد که تا حدی از محتوای این کتاب (و سایر موارد مشابه آن) الهام گرفته شده است، اما همیشه به طور صریح به رسمیت شناخته نشده است. این مفهومسازی اخلاق عصبی، تکنیکهای تجربی را که اکنون برای مطالعه فرآیندهای مغز در دسترس است، مورد توجه قرار میدهد و متوجه میشود که میتوان در مورد مغز چیزهای زیادی گفت که بیست سال پیش نمیتوان گفت. بسیاری از بینشهای جدید در مورد عملکرد مغز به دانشمندان علوم اعصاب شناختی این توانایی را داده است که تصمیمگیری و برنامهریزی انسان را به روشهایی مطالعه کنند که رفتار انسان را روشن کند. و از این مطالعات، به آسانی آشکار می شود که هر سیستم اخلاقی قابل دوام باید با آنچه که مغز واقعاً می تواند انجام دهد مطابقت داشته باشد. اگر سیستم های مغز با این رفتار سازگار نباشند، نیاز به نوع خاصی از رفتار منطقی نیست. بنابراین، علوم اعصاب محدودیت هایی را برای هر کد اخلاقی ایجاد می کند. پس اخلاق عصبی یک رویکرد علمی به اخلاق است که بر چگونگی تصمیم گیری مغز و اینکه چه نوع رفتاری با عملکرد مغز سازگار است تأکید می کند. از نظر تاریخی، اندیشه اخلاقی تنها ولایت فیلسوفان و دینداران بوده است که با ذوق و شوق، نظامهایی از اخلاق و اخلاق را مطرح کردهاند که غالباً بسیار گمانهزنانه بوده و به مسائل عملی در زندگی روزمره نمیپردازند. و هیچ شناختی در این سیستم ها به توانایی های واقعی انسان ها برای اجرای دستورات، نصیحت ها یا دستوراتشان داده نشده است. یک نظام اخلاقی موفق نه تنها باید با نیازهای واقعی انسان ها، بلکه با توانایی های مغز نیز سازگار باشد. تحقیقات تجربی روی مغز وجود روح یا موجودات فرا مادی دیگر را آشکار نکرده است. بنابراین، نظامهای اخلاقی که به این مفاهیم وابسته هستند، از دیدگاه علمی و عملی واقعبینانه نیستند. یک عصب اخلاقی موفق، به دلیل علمی و در نتیجه واقع بینانه بودن، قادر به حل و فصل سوالاتی است که در این کتاب به آنها پرداخته شده است. این می تواند بینشی را در مورد اینکه چقدر مغز نیاز به بهبود دارد و اینکه آیا ما باید این بهبود را انجام دهیم، به شما بدهد. این به ما کمک می کند تا تصمیم بگیریم که آیا ایمپلنت های مغزی یا سایر دستگاه های تکنولوژیکی باید برای کمک به عملکرد مغز یا تقویت آن استفاده شوند. همچنین به ما می گوید که چه زمانی باید مغز را مهندسی کنیم تا فرآیندهای مغزی نامطلوب یا ناسالم را سرکوب کنیم. بدون شک مفهوم جدیدی از معنای انسان بودن ارائه خواهد داد و ادیان جهان ممکن است آن را نفرت انگیز بدانند. این دومی مسبب بیشتر دردهای جهان است و فقط برخی از خوبی های آن. امیدواریم که اخلاق اعصاب یک مفهوم اخلاقی ارائه دهد که آسایش و قابلیت های انسان را به حداکثر برساند و احترام عمیقی را برای همه اشکال زندگی، چه انسانی و چه غیر انسانی القا کند.
Does current research in neuroscience negate the concept of free will? If it does, can we hold criminals liable for their actions? Would it be proper to give our children drugs that enhance their cognitive abilities, in order that they become better performers in school? Should those who do not have visual or auditory impairments use devices designed to assist the blind or the deaf in order to enhance their visual and auditory capabilities? Should the brain be altered using either pharmacological drugs or artificial devices in order to increase its capabilities? These questions, and many more, are addressed in this book by some well-known researchers in neuroscience, neurophilosophy, and cognitive neuroscience. Readers who are interested in these issues can gain a lot from the book, even though the discussions are at times somewhat hurried and the presentation informal. The book consists of conference proceedings consisting of lectures with Q&A that was sponsored by the Dana Foundation and chaired by William Safire, a former Op-Ed columnist of the New York Times. Neuroethics, at least as it is viewed in this book, addresses the legalities and ethics of brain modification or enhancement. It attempts to answer whether scientists or society as a whole, should allow these modifications and enhancements. It assumes, usually implicitly, that there are meaningful and objective ethical criteria for assessing these questions. The technological capabilities at the present time for brain enhancement are miniscule compared to what will be available in the coming decades. Therefore it seems appropriate to get a head start on the complex legal and moral issues that are involved. All of the speakers who are represented in this book give interesting insights on these issues, and when reading the words of some of them one can clearly see a sense of foreboding. But there is a different concept of neuroethics that is inspired to some extent by the content of this book (and others like it) but not always explicitly recognized. This conceptualization of neuroethics makes note of the experimental techniques now available to study the processes in the brain, and recognizes that much can be said about the brain that could not be said twenty years ago. Many new insights into the functioning of the brain have given cognitive neuroscientists the ability to study human decision-making and planning in ways that shed considerable light on human behavior. And from these studies, it is readily apparent that any viable system of ethics must conform to what the brain can actually do. It does not make sense to require a certain type of conduct if the systems in the brain are not compatible with this conduct. Neuroscience will thus offer constraints on any code of ethics. Neuroethics then is a scientific approach to ethics, that places emphasis on how the brain makes decisions and what kinds of behavior are compatible with brain functioning. Historically, ethical thought has been the sole province of philosophers and religionists, who with gusto have put forward systems of ethics and morality that are frequently very speculative and do not address practical issues in everyday living. And no cognizance has been given in these systems to the actual abilities of humans to carry out their commandments, advisories, or dictates. A successful system of ethics must be compatible not only with the actual needs of human beings, but also with the capabilities of the brain. Experimental research into the brain has not revealed the presence of a soul or some other extra-material entity. Systems of ethics that depend on these notions thus are not realistic from a scientific and practical point of view. A successful neuroethics will, because it is scientific and thus realistic, be able to settle the questions that are addressed in this book. It will be able to grant insight into just how much, if any, of the brain needs enhancement and if we should perform this enhancement. It will help us to decide whether brain implants or other technological devices should be used to assist brain function or enhance it. It will also tell us when we should engineer the brain so as to suppress undesired or unhealthy brain processes. It will no doubt offer a new conception of what it means to be human, and one that the world's religions may find repugnant. The latter though is responsible for most of the world's pain, and only some of its good. Neuroethics will hopefully give an ethical conception that maximizes human comfort and capabilities and instill deep respect for all life forms, human or not.