دسترسی نامحدود
برای کاربرانی که ثبت نام کرده اند
برای ارتباط با ما می توانید از طریق شماره موبایل زیر از طریق تماس و پیامک با ما در ارتباط باشید
در صورت عدم پاسخ گویی از طریق پیامک با پشتیبان در ارتباط باشید
برای کاربرانی که ثبت نام کرده اند
درصورت عدم همخوانی توضیحات با کتاب
از ساعت 7 صبح تا 10 شب
ویرایش:
نویسندگان: Oriana Fallaci
سری:
ناشر:
سال نشر: 1969
تعداد صفحات:
زبان: Spanish
فرمت فایل : EPUB (درصورت درخواست کاربر به PDF، EPUB یا AZW3 تبدیل می شود)
حجم فایل: 441 Kb
در صورت تبدیل فایل کتاب Nada y así sea به فرمت های PDF، EPUB، AZW3، MOBI و یا DJVU می توانید به پشتیبان اطلاع دهید تا فایل مورد نظر را تبدیل نمایند.
توجه داشته باشید کتاب هیچ چیز و بنابراین نسخه زبان اصلی می باشد و کتاب ترجمه شده به فارسی نمی باشد. وبسایت اینترنشنال لایبرری ارائه دهنده کتاب های زبان اصلی می باشد و هیچ گونه کتاب ترجمه شده یا نوشته شده به فارسی را ارائه نمی دهد.
یک روز ، دختری که فقط پنج سال از خواهرش ، اوریانا فالسی ، از زندگی پرسید ، زندگی چیست. این روزنامه نگار و نویسنده بزرگ ایتالیایی روز بعد به عنوان خبرنگار جنگ برای یک روزنامه در کشورش ، روز بعد را به ویتنام ترک کرد و فکر کرد که در آنجا بدون شک پاسخی معتبر برای او و خواهر کوچکش پیدا می کند. روز به روز ، با مرگ دائماً بر روی پرول ، اوریانا فالد لحظات وحشتناکی مانند داک به ، هو ، کولون ، توهین آمیز شگفت انگیز تت و محاصره سایگون زندگی می کرد. مسافر هواپیما در یک مأموریت بمباران با بمب های ناپالم ، و همیشه بدون سلاح در یک کشور در جنگ داخلی جوش می خورد اما بدون جبهه ، روزنامه نگار جوان شخصیت هایی مانند فرانسوا بلو ، خبرنگار فرانسوی را می شناخت که او را وجدان خوب می نامید. وام ژنرال نگوین نگوک ، بی رحمانه ترین مرد سایگون ، که همه ما در صفحه کوچک دیدیم ، یک ویتکونگ را که دستانش گره خورده بود ، به قتل رساند و بعداً در آغوش اوریانا فلاچی گریه می کرد. از نظر غریبه و ظاهراً متناقض ، ژنرال کائو کی ، نخست وزیر سودویتنامی ، با سربازان ویتنام و ایالات متحده ، به چریکی ویتکونگ و به ویژه نمایش پوچ جنگ. اما پاسخی که اوریانا فالسی به دنبال خواهرش بود ، تا پایان او را پیدا نمی کند ، وقتی ویتنام را ترک کرد ، به عنوان خبرنگار نیز به مکزیک رفت تا در مورد شورش دانش آموزانی که با وقایع غم انگیز در 2 اکتبر به اوج خود می رسد ، اطلاع دهد که در آن اوریانا فلاچی در اثر اسلحه مسلسل مجروح می شود. هیچ چیز و بنابراین چهار کلمه آخر یک دعای وحشتناک که از عمیق ترین ناامیدی متولد شده است ، همه چیزهایی را که Oriana Fallacaci دید و گوش می داد ، جمع می کند. از این روزنامه ، داستانی هیجان انگیز متولد می شود که مشخصات رمانی را به عهده می گیرد که شخصیت های آن کاملاً واقعی هستند و در آن نویسنده وحشت ، تقوا و عصبانیت او را ثبت می کند. این کتاب وحشیانه ، ناامید ، سرشار از بشریت و اصالت ، یک عمل ارزشمند است: یک محکومیت شدید و یک دعوت دلخراش برای مردان. هیچ چیز و بنابراین کتابی که باعث تحریک و اغوا می شود ، اما در هر دو حالت همیشه ترسناک است زیرا چیزی را به ما می آموزد که شکست را به خطر می اندازد: زندگی را دوست داشته باشید.
Un día, una niña de apenas cinco años preguntó a su hermana, Oriana Fallaci, qué era la vida. La gran periodista y escritora italiana partía al día siguiente para el Vietnam, como corresponsal de guerra de un periódico de su país, y pensó que allí hallaría sin duda una respuesta válida tanto para ella como para su hermanita. Día a día, con la muerte constantemente al acecho, Oriana Fallad vivió momentos terribles como los de Dak To, Hué, Cholon, la alucinante ofensiva del Tet y el asedio de Saigón. Pasajero de un avión en una misión de bombardeo con bombas napalm, y siempre soldado sin armas en un país en guerra civil pero sin frentes, la joven periodista conoció personajes como François Pelou, corresponsal francés a quien ella llamaba su buena conciencia; el general Nguyen Ngoc Loan, el hombre más cruel de Saigón, a quien todos vimos en la pequeña pantalla matar a un vietcong que tenía atadas las manos, y que más tarde lloraría en brazos de Oriana Fallaci; al extraño y aparentemente contradictorio general Cao Ky, primer ministro sudvietnamita, a soldados del Vietnam y de los Estados Unidos, a guerrilleros vietcong, y sobre todo el absurdo espectáculo de la guerra. Pero la respuesta que Oriana Fallaci buscaba para su hermana no la hallaría hasta el final, cuando, dejado el Vietnam, fue a México, también como corresponsal, para informar sobre la revuelta de los estudiantes que culminaría con los trágicos sucesos del 2 de octubre en los que Oriana Fallaci sería herida por una ráfaga de ametralladora. NADA Y ASÍ SEA las cuatro últimas palabras de una terrible plegaria nacida de la más profunda desesperación recoge todo lo que Oriana Fallaci vio y escuchó. De este diario ha nacido un apasionante relato que asume el perfil de una novela cuyos personajes son todos absolutamente reales y en el cual la autora deja constancia de sus terrores, su piedad y su rabia. Brutal, desesperado, desbordante de humanidad y autenticidad, este libro es un acto de valor: una condena feroz y una invocación desgarradora para los hombres. NADA Y ASÍ SEA os un libro que irrita y seduce, pero en uno y otro caso es siempre aleccionador porque nos enseña algo que la Fallaci ha aprendido arriesgando: amar la vida.