دسترسی نامحدود
برای کاربرانی که ثبت نام کرده اند
برای ارتباط با ما می توانید از طریق شماره موبایل زیر از طریق تماس و پیامک با ما در ارتباط باشید
در صورت عدم پاسخ گویی از طریق پیامک با پشتیبان در ارتباط باشید
برای کاربرانی که ثبت نام کرده اند
درصورت عدم همخوانی توضیحات با کتاب
از ساعت 7 صبح تا 10 شب
ویرایش: ACHAB
نویسندگان: Nadia MOHYA
سری:
ISBN (شابک) : 9789961986721
ناشر: Editions ACHAB
سال نشر: 2009
تعداد صفحات: 110
زبان: French
فرمت فایل : PDF (درصورت درخواست کاربر به PDF، EPUB یا AZW3 تبدیل می شود)
حجم فایل: 4 مگابایت
در صورت تبدیل فایل کتاب La fête des Kabytchous به فرمت های PDF، EPUB، AZW3، MOBI و یا DJVU می توانید به پشتیبان اطلاع دهید تا فایل مورد نظر را تبدیل نمایند.
توجه داشته باشید کتاب جشنواره Kabychus نسخه زبان اصلی می باشد و کتاب ترجمه شده به فارسی نمی باشد. وبسایت اینترنشنال لایبرری ارائه دهنده کتاب های زبان اصلی می باشد و هیچ گونه کتاب ترجمه شده یا نوشته شده به فارسی را ارائه نمی دهد.
عبدالله محیا ملقب به موهند و یحیا، شاعر، نویسنده و نمایشنامهنویس الجزایری چند هفته قبل از مرگش در سن 54 سالگی بر اثر سرطان، تکرار کرد: «من در عید میمیرم، کابیتچوسها جشن میگیرند...» با این کلمه \"Kabytchous\" بود که او دوست داشت Kabyles را بخواند.\r\nپس از ناپدید شدن این برادر محبوب، خواهرش نادیا محیا قلم خود را به دست گرفت تا تمام عشقی را که به مردی که با محبت او را برادر بزرگ یا دادا مینامید ابراز کند. عشقی بی اندازه با وجود رابطه ای پر فراز و نشیب و طوفانی که در میان طغیان خشم، عدم درک و ناگفته ها تنیده شده است. نویسنده همچنین بیماری روانی را که مادرش از آن رنج می برد، بیان می کند، دلیلی که گراندفر را به تبعید در فرانسه سوق داد، جایی که نادیا چند سال بعد به او پیوست. نادیا محیا در طول این رمان زندگینامهای میگوید که او و برادرانش چقدر از بیماری مادرشان رنج میبردند که هیچ درمانی نتوانست آن را درمان کند. \"یما توسط یک روشن بین-شفا دهنده مشهور آغاز شد. او راهنمای او و محافظ او شد، زیرا او را با نسبت دادن صداهای او به حضورهای غیبی که میخواستند خود را از طریق او نشان دهند، بر خود آشکار کرده بود...\" P74. سپس، او از بستری شدن برادرش در بیمارستان به دلیل تومور مغزی و تمام ماههایی که در کنار بالین او برای مراقبت از او گذرانده و تلاش میکند تا یک گفتگوی واقعی برقرار کند، میگوید. و برای پرسیدن این سوال: «چه چیزی مانع از بازگشت ما به کشور مادری شد؟ شاید نوعی عادت به تبعید، جنگ داخلی، قطعا. در واقع، ما میترسیدیم همانطور که قبلاً با خود روبرو شویم، از اینکه دوباره این کابوس وحشتناک را که ما را از کشور کودکیمان رانده بود، دوباره زنده کنیم. هیولایی که کشور ما را تسخیر کرده بود در حالی که فکر میکردیم با رفتن به تبعید از آن فرار میکنیم، بیش از همه، شر یما بود، شر فرهنگ ما، تصویر مادرمان بود که در آن غریبهها زندگی میکردند»… P43 سپس روز سرنوشت ساز مرگ شاعر کابلی و بازگشت او به کشورش فرا می رسد. بقایای او در Maison de la Culture Mouloud-Mammeri در Tizi-Ouzou به نمایش گذاشته شده است، جایی که آخرین ادای احترام توسط Big Brother، نمایشنامه نویس با استعداد، بازیگر تحسین برانگیز، سرگرم کننده عمومی، در اینجا او در صحنه تئاتر به نمایش گذاشته می شود. ! او آخرین نقش خود را بازی می کند، قبل از اینکه پرده از زندگی اش بریزد، روی صورتش...» p61 و 62. پس از پایان نامه دکترا در آسیب شناسی روانی و روانکاوی که در دانشگاه پاریس هفتم دفاع شد، نادیا محیا به قوم شناسی روی آورد. تجربه انسان شناختی او متنوع است: در زادگاهش کابیلیا، در میان سرخپوستان امریلون و وایپی (گویان فرانسه)... از آثار قبلی او: درمان های سنتی در جامعه کابیلی برای یک انسان شناسی روانکاوانه، زهرا از تبعید، زن کابیلی، قوم شناسی و روانکاوی. …
«Je mourrai à l’Aïd, les Kabytchous feront la fête…» répétait, quelques semaines avant sa disparition à 54 ans des suites d’un cancer, Abdellah Mohia alias Muhend-u-Yehia, poète, écrivain et dramaturge algérien. C’est par ce mot «Kabytchous» qu’il aimait appeler les Kabyles. Après la disparition de ce frère adoré, sa sœur Nadia Mohia a pris sa plume pour dire tout l’amour qu’elle portait à celui qu’elle surnommait affectueusement Grand-Frère ou Dada. Un amour incommensurable en dépit d’une relation tumultueuse et orageuse, tissée sur des coups de colère, l’incompréhension et des non-dits. L’auteure relate aussi la maladie mentale dont souffrait sa maman, raison qui a poussé Grand-Frère à s’exiler en France où Nadia le rejoint quelques années plus tard. Tout au long de ce romain autobiographique, Nadia Mohia raconte combien elle et ses frères ont souffert de la maladie de leur maman qu’aucun traitement n’a réussi à guérir. «Yemma, elle, avait été initiée par un voyant-guérisseur réputé. Il devint son guide, et son protecteur, depuis qu’il l’avait révélée à elle-même en attribuant ses voix à des présences occultes désireuses de se manifester à travers elle…» P74. Puis, elle raconte l’hospitalisation de son frère à cause d’une tumeur cérébrale et tous les mois passés à son chevet à prendre soin de lui, en essayant d’instaurer un vrai dialogue. Et de se poser la question : «Qu’est-ce qui nous empêchait de retrouver notre pays natal ? Peut-être, une sorte d’accoutumance à l’exil, la guerre civile, certainement. En réalité, nous avions peur de nous retrouver face à nous-mêmes tels que nous avions été, peur de revivre cet affreux cauchemar qui nous avait chassés du pays de notre enfance. Le monstre qui s’était emparé de notre pays pendant que nous croyions lui échapper en nous exilant, c’était avant tout, le mal de Yemma, le mal de notre culture, c’était l’image de notre mère habitée par l’étrange»… P43 Puis arrive le jour fatidique du décès du poète kabyle et de son rapatriement vers son pays natal. Sa dépouille est exposée à la Maison de la culture Mouloud-Mammeri de Tizi-Ouzou où un dernier hommage lui est rendu de Grand Frère, le dramaturge talentueux, le comédien admirable, l’amuseur public, le voici exposé sur une scène de théâtre ! Il joue son dernier rôle, avant que le rideau tombe sur sa vie, sur son visage…» p61 et 62. Après une thèse de doctorat en psychopathologie et psychanalyse soutenue à l’université Paris VII, Nadia Mohia s’est orientée vers l’ethno-anthropologie. Son expérience anthropologique est diverse : dans sa Kabylie natale, chez les Indiens Emerillon et Wayâpi (Guyane française)… Parmi ses précédents ouvrages : Les thérapies traditionnelles dans la société kabyle pour une anthropologie psychanalytique, De l’exil Zehra, une femme kabyle, Ethnologie et psychanalyse…