دسترسی نامحدود
برای کاربرانی که ثبت نام کرده اند
برای ارتباط با ما می توانید از طریق شماره موبایل زیر از طریق تماس و پیامک با ما در ارتباط باشید
در صورت عدم پاسخ گویی از طریق پیامک با پشتیبان در ارتباط باشید
برای کاربرانی که ثبت نام کرده اند
درصورت عدم همخوانی توضیحات با کتاب
از ساعت 7 صبح تا 10 شب
ویرایش:
نویسندگان: Doulatabadi. Mahmud
سری:
ISBN (شابک) : 9783293305106
ناشر: Unionsverlag
سال نشر: 2015
تعداد صفحات: 0
زبان: German
فرمت فایل : EPUB (درصورت درخواست کاربر به PDF، EPUB یا AZW3 تبدیل می شود)
حجم فایل: 3 مگابایت
کلمات کلیدی مربوط به کتاب سفر: فقر،فقر--همسر--شوهر--خارجی--ایران،خارجی،خارجی----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- . شوهر--خارجی--همسر--فقر--ایران,روایت--فارسی,داستان,بیوگرافی,داستان,ایران,روایت--فارسی--نسخه,همسر--فقر--شوهر--خارج از--ایران-- - داستان، فقر -- زن -- شوهر -- خارج از کشور -- ایران -- داستان، شوهر -- خارج از کشور -- همسر -- فقر -- ایران -- بل
در صورت تبدیل فایل کتاب Die Reise به فرمت های PDF، EPUB، AZW3، MOBI و یا DJVU می توانید به پشتیبان اطلاع دهید تا فایل مورد نظر را تبدیل نمایند.
توجه داشته باشید کتاب سفر نسخه زبان اصلی می باشد و کتاب ترجمه شده به فارسی نمی باشد. وبسایت اینترنشنال لایبرری ارائه دهنده کتاب های زبان اصلی می باشد و هیچ گونه کتاب ترجمه شده یا نوشته شده به فارسی را ارائه نمی دهد.
ماه هاست که چاتون منتظر علامتی از شوهرش، پول وعده داده شده، نامه ای است. از زمانی که تراکتور در اطراف وجود داشته است، هیچ کس فلیل و گاوآهن قلاب دار نخریده است، بنابراین او مجبور شد در کشورهای خلیج به دنبال کار بگردد. چگونه قرار است یک زن تنها با دختر و مادربزرگ خود زنده بماند؟ شب هنگام که کسی او را نمی بیند، مرحب جوان مخفیانه وارد خانه کوچکی بین خاکریز راه آهن و زباله دانی می شود. اما اگر شایستگی نباشد عشق چه فایده ای دارد؟ یک روز مردی با عصا ظاهر می شود. غروب روی خاکریز راه آهن می ایستد، به خانه نگاه می کند و جرأت نمی کند قدمی نزدیک تر شود. او آن را روشن می بیند، مردانی که داخل و خارج می شوند. در میخانه روی خاکریز راه آهن همه متوجه می شوند که نفرین بر سر این مرد آویزان است.
Seit Monaten wartet Chatun auf ein Zeichen ihres Mannes, auf das versprochene Geld, auf einen Brief. Weil keiner mehr Dreschflegel und Hakenpflüge kauft, seit es Traktoren gibt, musste er in den Golfstaaten Arbeit suchen. Wie soll eine Frau, allein mit Tochter und Grossmutter, überleben? Nachts, wenn keiner es sieht, schleicht sich der junge Marhab in das kleine Haus zwischen dem Bahndamm und der Müllhalde. Aber was hilft die Liebe, wenn es keinen Verdienst gibt? Da taucht eines Tages, an Krücken, ein Mann auf. Abends steht er am Bahndamm, schaut zum Haus hinüber und wagt sich keinen Schritt näher. Er sieht es hell erleuchtet, Männer gehen aus und ein. In der Schenke am Bahndamm wird jedem klar: Über diesem Mann hängt ein Fluch.